vhr-021
نظر یادتون نره
درباره وبلاگ


نظر یادتون نره

مدیر وبلاگ : arman aslani
نظرسنجی
به نظر شما شما چه مطالبی در این وبلاگ قرار گیرد؟











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools
چت روم

 



گرشاسپ : گرز ثریت

بازی سازی در ایران صنعتی نوپا و نوین است و مدت کوتاهی است که به بازی های رایانه ای و تأثیرات فرهنگی و اقتصادی آن توجه بیشتری می شود.در این مدت کوتاه ، حرکت های خوب و موثری توسط بازی سازان جوان و جویای نام کشور صورت گرفته ، و خوشبختانه می توان گفت که تمامی این کارها روز به روز از کیفیت بهتری برخوردار می شوند.شاید اولین تجربه ی جدی از بازی های رایانه ای در کشورمان سری بازی های Quest of Persia باشد ، که تا کنون سه نسخه از آن منتشر شده و هر نسخه از پیشرفت هایی برخوردار بوده است.اما به علت کمبود نیروهای متخصص و بودجه ی کم و عدم حمایت و ... بازی های ایرانی نتوانسته بودند جایگاه خود را در بین مردم پیدا کنند.اما با منتشر شدن اولین اخبار از بازی رایانه ای گرشاسپ ، دانستیم که به زودی شاهد تحولی بزرگ در صنعت بازی سازی در ایران خواهیم بود.بازی رایانه ای گرشاسپ ، اولین تجربه ی جدی در کارنامه ی شرکت فن افزار شریف است.این شرکت توسط عده ای از جوانان خوش فکر و متخصص در سال 1382 تأسیس شد و این شرکت با همکاری بنیاد ملی بازی های رایانه ای ، از سال 1386 کار طراحی مراحل یک بازی اکشن سوم شخص Hack & Slash به سبک Gow به نام گرشاسپ – که در ابتدا قرار بود با نام سوشیانت عرضه شود - را آغاز کرد.داستان بازی برگرفته از " گرشاسپ نامه " اثر اسدی طوسی است و شخصیت اصلی داستان گرشاسپ ، پهلوان ایرانی ، نیای رستم ، یار سوشیانت و نواده ی جمشید شاه است :

گر از جنگ گرشاسپ یاد آیدت ، همه جنگ رستم به یاد آیدت


گرشاسپ : گرز ثریت

بازی سازی در ایران صنعتی نوپا و نوین است و مدت کوتاهی است که به بازی های رایانه ای و تأثیرات فرهنگی و اقتصادی آن توجه بیشتری می شود.در این مدت کوتاه ، حرکت های خوب و موثری توسط بازی سازان جوان و جویای نام کشور صورت گرفته ، و خوشبختانه می توان گفت که تمامی این کارها روز به روز از کیفیت بهتری برخوردار می شوند.شاید اولین تجربه ی جدی از بازی های رایانه ای در کشورمان سری بازی های Quest of Persia باشد ، که تا کنون سه نسخه از آن منتشر شده و هر نسخه از پیشرفت هایی برخوردار بوده است.اما به علت کمبود نیروهای متخصص و بودجه ی کم و عدم حمایت و ... بازی های ایرانی نتوانسته بودند جایگاه خود را در بین مردم پیدا کنند.اما با منتشر شدن اولین اخبار از بازی رایانه ای گرشاسپ ، دانستیم که به زودی شاهد تحولی بزرگ در صنعت بازی سازی در ایران خواهیم بود.بازی رایانه ای گرشاسپ ، اولین تجربه ی جدی در کارنامه ی شرکت فن افزار شریف است.این شرکت توسط عده ای از جوانان خوش فکر و متخصص در سال 1382 تأسیس شد و این شرکت با همکاری بنیاد ملی بازی های رایانه ای ، از سال 1386 کار طراحی مراحل یک بازی اکشن سوم شخص Hack & Slash به سبک Gow به نام گرشاسپ – که در ابتدا قرار بود با نام سوشیانت عرضه شود - را آغاز کرد.داستان بازی برگرفته از " گرشاسپ نامه " اثر اسدی طوسی است و شخصیت اصلی داستان گرشاسپ ، پهلوان ایرانی ، نیای رستم ، یار سوشیانت و نواده ی جمشید شاه است :

گر از جنگ گرشاسپ یاد آیدت ، همه جنگ رستم به یاد آیدت

البته لازم به ذکر است که نباید این گرشاسپ را با گرشاسپ شاهنامه ی فردوسی ، که پادشاهی مستبد و مغرور بود اشتباه گرفت.خوشبختانه چرخش شگفت انگیز قلم آرمان آرین ، نویسنده ی کتاب های پارسیان و من و اشوزدنگهه ، که از تسلط فوق العاده ای بر آیین زردشت و پهلوانان اساطیری ایرانی برخوردار است ، جلای زیبایی بر بازی از لحاظ داستانی بخشیده است.گرشاسپ از نظر هنری نیز به موهبت کارهای سهیل دانش اشراقی ، سرپرست هنری بازی ، از بازی های پیشین ایرانی متمایز است.این بازی به تازگی توسط لوح زرین نیکان در بازار منتشر شده است.در ادامه نگاهی دقیق تر بر داستان بازی خواهیم داشت :




(توجه : داستان به طور کامل نگاشته شده است)


آن روزها را امروز از یاد برده‌اند. روزهایی که هنوز رودِ خروشانِ زمان بیکرانه در گوشه و کنار جاری بود، و ایران زمینِ پهناور، در آتشِ آشوبی فراگیر و نبردهایی پی در پی غرقه شده بود. در آن روزها که پهلوانان هنوز به اسطوره‌هایی دوردست تبدیل نشده، و خود داستانهای شگفت‌انگیز زندگی خویش را برای گوسان‌های قصه‌گو تعریف می‌کردند. در آن روزها، سرزمین میانیِ خونیراث که امروز ‌ایران زمین خوانده می‌شود، ‌همچون نگینی در میان شش سرزمینِ‌ پیرامونی احاطه شده بود،‌ و در سراسرِ آن دیوها و اشموغان،‌ با اهوراها و آدمیان در پیکاری سخت درگیر بودند. روشنایی دیرپای خردی که اهورایان به آدمیان بخشیده بودند، به تدریج از میان مردمان رخ بر می‌بست، و خشونت و دیوانگی اشموغان همچون ظلمتی شبانگاهی جایگزین آن می‌شد.
در آن روزها، در آن گذشته‌ی دور، گرشاسپِ‌ بزرگ، پهلوان پارسی، هنوز جوان بود و جویای نام، و هیچ نشانه‌ای در دست نبود که به سرنوشت شگفت‌انگیز و پر فراز و نشیبش گواهی دهد. سرنوشتی که اسطوره‌اش هنوز در گوشه و کنار ایران زمین در اشعار خنیاگران و حکایتهای پیله‌وران بازگو می‌شود …”


اولین سکانس بازی با این مقدمه آغاز می شود ، که کاملا گویای فضای چرکین و چیرگی نیروهای اهریمنی بر ایران است.قطعا صدای گرم و پرطنین و لحن حماسی آیدین رادکیا ، راوی داستان ، در ایجاد ارتباط با بازیباز تأثیری فراوان دارد.چنان که گفته شد ، ایران ، مدت کوتاهی پس از زندانی شدن ضحاک به دست فریدون دلیر ، مورد هجوم دیوان و اشموغان قرار گرفته ، و این بار دیوی جادوگر به نام هیتاسپ زرین تاج سرزمین ایران را تهدید می کند.هیتاسپ زرین تاج به آریاسپ ، دهکده ی سیاوشگرد که محل تولد پهلوانانی بزرگ مثل گرشاسپ بوده است ، حمله کرده و اوروَخشه ، برادر گرشاسپ را از بین می برد و گرز ثریت ، گرز خاندان پدری گرشاسپ ، گرزی که فریدون بزرگ به وسیله ی آن ضحاک را شکست داد را به دست می آورد.این گرز از قدرت های والایی برخوردار است و از دیرباز مورد ستایش و تمجید مغان بوده است.گرشاسپ از دوردست شاهد کشته شدن برادر به دست این دیو پلید است ، و خشم قربانی شدن برادر باعث می شود که هم به فکر انتقام خون برادر از هیتاسپ باشد و هم در بدست آوردن گرز اجدادی خویش ، گرز ثریت ، پای در ورطه ای مخوف و طاقت فرسا بگذارد.هیتاسپ پس از به دست آوردن گرز ثریت اداره ی شهرها را به دیوی از نژاد اکتاش سپرده و از سمت جنگل شیطانی هوسپا ، به سوی کوه های اوشیدرن که در آن قلعه ای ساخته ، حرکت میکند.گرشاسپ پس از مبارزه با دیوان و اشموغان متعدد ، راهش را به سوی جنگل هوسپا به پیش میگیرد.وی نیک میداند که تنها راه رسیدن به اوشیدرن ، گذر از این جهنم سبز است.جهنمی که روزگاری بهشتی آباد بود و اهورایان در آن سکونت داشتند ، اما پس از تسلط دیوان و رها شدن گَندَروا در آب های آن ، نفرین ظلمت و سیاهی بر آن می نشیند و به فضایی نفرین شده تبدیل می شود.درخت افسانه ای گوکرن ، محل زندگی سیمرغ افسانه ای نیز در این جنگل قرار دارد ، که روزگاری به یمن وجود سیمرغ درختی سپید و باشکوه بود و محل زایش دانه های " هوم " ، اما پس از چیرگی تاریکی هیتاسپ سیمرغ با ترک لانه اش باعث می شود که این درخت زیبا به درختی سیاه و خشکیده تبدیل شود.گرشاسپ با گذر از این مکان و جنگیدن با دیوان جنگل ، به گندروا می رسد و او را شکست می دهد.وی بالاخره به کوه پایه های اوشیدرن ، در انتهای جنگل هوسپا می رسد.کوهستانی که در گذشته منزلگاه مهر ، این اهورای پاک بود ، کوهستانی که از دیرباز سرزمین اژدهاهای سرخ نامیده می شد.سرخی چشمان اژدهاهایی که در اوشیدرن زندگی میکردند به قدری ترسناک بود که دیوان جرئت نزدیک شدن به آن جا را نداشتند ، اما هیتاسپ این اژدهاها را به سنگ تبدیل می کند و این کوهستان پاک را به محل پرستش اهریمن تبدیل می کند.گرشاسپ از این مکان مخوف و موانعش گذر میکند تا به دژ هیتاسپ برسد.در هنگام طی کردن مسیر ، هیتاسپ با گفتن : به سوی مرگ است کیش تو ... سعی در تضعیف روحیه ی گرشاسپ پهلوان دارد ، اما گرشاسپ چون شیری انتقام جو است که از هیچ دیوی هراس ندارد.گرشاسپ بالاخره به هیتاسپ می رسد و طی نبردی سخت وی را شکست می دهد و گرز ثریت را باز پس می گیرد.اما پهلوان نیک می داند که که با کشتن هیتاسپ ، هنوز نبرد ظلمت و نور به اتمام نرسیده است ...
داستان بازی برگرفته از آیین زردشتی و گویای فضای اساطیری پارسی است ، و کاملا درخور یک بازی تماما ایرانی است و کار آرمان آرین در این زمینه واقعا ستودنی است.متأسفانه به دلیل کوتاه بودن زمان گیم پلی بازی ، سازندگان نتوانسته اند از تمام پتانسیل این داستان کهن و جذاب استفاده کنند.به همین دلیل کل دیالوگ های بازی شاید به یک صفحه هم نرسد و روایت داستان کمی مبهم و نامناسب به نظر می رسد.ضمن این که شخصیت پردازی نیر با مشکلاتی توأم است ، چرا که گرشاسپ در طول بازی شاید یک پاراگراف هم دیالوگ ندارد و بازیباز نمی تواند آن طور که باید و شاید با شخصیت اصلی ارتباط برقرار کند.خشم گرشاسپ و ناراحتی وی از کشته شدن برادر نیز در بازی به هیچ وجه احساس نمی شود و با توجه به این که گرشاسپ دیالوگ نیز ندارد ، این نکته را میتوان به عنوان نکته ی منفی در نظر گرفت.با این حال انتخاب چنین داستانی برای این بازی و آشنا کردن بازی بازان با گوشه ای از تاریخ اساطیری سرزمین پارس ، کاری بس ارزشمند است.مطمئنا در نسخه های بعدی بازی شاهد پیشرفت های اساسی در زمینه ی شخصیت پردازی و داستان خواهیم بود.



نمایی زیبا از سیاوشگرد ، طراحی محیط واقعا زیباست.


گرشاسپ یک بازی اکشن سوم شخص H&S به سبک بازی های God of War و Heavenly Swordو Bayonetta است ، که برای اولین بار در ایران ساخته شده است.سیستم گیم پلی بازی به طور مستقیم از Gow الگو گرفته اما تغییراتی آن را از سری خدای جنگ متمایز میکند.مانند تمام بازی های این سبک ، کاراکتر اصلی در مرکز صفحه مستقر شده و دوربین بازی ثابت است و بازیباز توانایی کنترل آن را ندارد.در این بازی گرشاسپ توانایی ضربه زنی با شمشیر و گرزی که در سر آن اسکلت نوعی دیو وجود دارد را دارا است (که البته مانند Blades of Athena از اوایل بازی در اختیارتان نیست).خنجری مانند هیدن بلید الطیر و نیز در دست چپ گرشاسپ قرار دارد که با استفاده از آن چشمان دشمنان را سوراخ میکند! با کلیک چپ میتوانید پشت سر هم ضرباتی را بر دشمن به صورت Combo وارد کنید و توانایی Grab – گرفتن – دشمن و حالت ضد حمله نیز مهیا است.مانند بازی های دیگر این سبک توانایی دفاع ، پرش (به صورت دو مرحله ای که از Gow نشأت گرفته ) ، جاخالی دادن و زدن ضربه های قدرتی را دارید.برخی از دشمنان عظیم الجثه را نمی توانید با شمشیر زدن معمولی از بین ببرید و مانند بازی خدای جنگ باید از طریق QTE – دکمه زنی – دشمنان را به کام مرگ بفرستید.HUD بازی شامل نوار سلامتی – که با گرفتن 4 عدد دانه هوم میتوانید آن را ارتقا ببخشید - نوار خشم – که با کشتن دشمنان پر شده و اجازه زدن کمبوهای قدرتی را می دهد – تجربه ی کسب شده و اسلحه ی مورد استفاده است.این دو اسلحه توانایی ارتقا دارند و در منوی راهنما میتوانید ارتقاهایی چون خشم مهر ، آشوب زروان ، فره جم و ... را آزاد کنید.از این نظر بازی به خوبی از نمونه های مشابه الگو گرفته اما تعداد کم اسلحه و عدم وجود جادو و قدرت های اهورایی به شدت در بازی احساس می شود که به علت کمبود امکانات بازی سازی در ایران نمی توان از آن خرده گرفت.چشمه های سنگی قرمز و آبی نیز در بازی وجود دارند که با آن ها می توانید به ترتیب تجربه و سلامتی خود را بالا ببرید.Save های بازی نیز از طریق دست زدن به گوی های نارنجی رنگی که در برخی مکان ها در هوا در حال چرخش اند میسر است – گفتنی است که بازی از نظر Save و چک پوینت ها عالی است و هیچ گاه کمبود مکان های Save را احساس نخواهید کرد – مراحل بازی تشکیل شده از آریاسپ ، جنگل هوسپا ، اوشیدرن و دژ هیتاسپ که هر کدام دشمن های مختلف و معماهای مختلف دارند.معماهای بازی به هیچ وجه چالش برانگیز نیستند و بسیار آسان هستند و فقط در حد خواباندن یک یا چند اهرم یا چرخاندن سنگ های مختلف هستند.اما موانع بازی بسیار بهتر از معماهای آن هستند و رد شدن از سنگ های در حال ریزش ، آویزان شدن به لبه ی دیوار ، رد شدن از پتک ها و اره های بزرگ بسیار جذاب هستند.گرشاسپ در برخی نقاط بازی میتواند با فرو کردن شمشیرش به دیوار از آن پایین بیاید ، و در این مسیر ممکن است مجبور شود در حین پایین آمدن به سمت دیگر دیوار نیز پرش کند ، که این نکته ای است که گرشاسپ را از زیر سایه ی خدای جنگ بیرون می کشد! گرشاسپ از نظر درجه ی سختی بازی آسانی به حساب نمی آید.حتی در حالت ساده نیز چندین دشمن به شما حمله می کنند ، و این که این تعداد دشمنان هر کدام انیمیشن های مختلفی برای مبارزه دارند یکی از نکات مثبت بزرگ بازی است و به طور کلی میتوان گفت که هوش مصنوعی در سطح مطلوبی قرار دارد.اما عمده ترین مشکل بازی گرشاسپ ، که به گیم پلی آن لطمه ی قابل توجهی وارد کرده است ، کنترل بازی است! از کنترل خود گرشاسپ آغاز می کنیم : متأسفانه حرکت گرشاسپ به جای این که مستقیم و در خط صاف باشد ، به صورت نیم دایره به سمت چپ و راست است! می توانید با زدن دکمه های چپ و راست به صورت پیاپی شاهد حرکت گرشاسپ به جلو باشید که کار را در رد شدن از موانع و خصوصا رد شدن از پرتگاه ها بسیار دشوار می کند.اما به طور کلی کنترل گرشاسپ در حین مبارزه و چرخش وی در هنگام ضربه زنی مطلوب است.دفاع کردن به وسیله ی کلیک وسط موس – غلتک- انجام میگیرد و با توجه به این که ضربه زدن با چپ کلیک است ، دفاع کردن را کاری سخت و دشوار می کند (البته این ها کلید های پیش فرض و قابل تغییرند و نگارنده ی نقد ، بازی با گیم پد را به شما عزیزان پیشنهاد می کند!) مشکل دیگر کنترل در زمینه ی QTE است.فرصت برای دکمه زنی بسیار کوتاه است و کمتر از یک ثانیه فرصت دارید که دکمه ی مورد نظر را بفشارید.بهتر بود زمان بیشتری برای دکمه زنی اختصاص داده می شد.ضمنا هنگامی که بعضی دشمنان روی زمین افتاده اند نمی توان از QTE رویشان استفاده کرد و باید منتظر بمانید تا بلند شوند! محل ضربه زنی به دشمن نیز نامشخص است و همه ی دشمنان ، از دیوهای کوچک گرفته تا غول های عظیم ، ضربه به قسمت میانی بدنشان وارد می شود.باگ های کوچکی نیز در بازی وجود دارد ، از جمله گیر کردن گرشاسپ در دشمنان دیگر ، زاویه ی نامناسب دوربین در برخی قسمت ها به خصوص مرحله ی کوهستان ، و این که قابلیت ضربه زدن در هنگام آویزان شدن از لبه ها مثل خدای جنگ وجود دارد اما در طول مسیر دشمنی نمیبینید که بتوانید از لبه ی پرتگاه به پایین پرتشان کنید! با این که این مشکلات به بازی لطمه وارد کرده اما با توجه به این که این بازی با ابزارهای Free و ساده ای نوشته شده نمی توان از نظر فنی آن را با بازی های بزرگی مثل خدای جنگ مقایسه کرد.از نظر نگارنده ی نقد ، بازی گرشاسپ اولین بازی استاندارد ایرانی است که بدون هیچ مشکلی میتوان به راحتی آن را به اتمام رساند ، و خبری از گلیچ های وحشتناک بازی های بزرگی مثل مافیا 2 در آن نیست! امید است در نسخه های بعدی ، شرکت فن افزار شریف بر روی کنترل ، اضافه کردن جادوها ، اضافه کردن انیمیشن های مختلف و اضافه کردن به زمان گیم پلی بیشتر کار کند.در این مرحله نیز گرشاسپ به عنوان یک بازی ایرانی امتیازی خوبی میگیرد.



از جمله مینی گیم های جذاب بازی گرشاسپ



به علت تحریم های علیه کشور ایران ، فن افزار شریف در طراحی بازی ناچار به استفاده از ابزار های مجانی شده است.بازی گرشاسپ بر پایه ی موتور اوپن سورس OGRE 3D نوشته شده است ، که موتوری است که با استفاده از C++ طراحی شده و بازی های Ankh و Torchlight نیز تاکنون با استفاده از این موتور ساخته شده است.شبیه سازی فیزیک بازی نیز با استفاده از Nvidia PhysX صورت گرفته و در طراحی انیمیشن ها نیز از موشن کپچر استفاده نشده است.انصافا فن افزار شریف با این امکانات محدود بازی بسیار استانداردی را طراحی کرده است که آن را یک سر و گردن بالاتر از بازی های ایرانی تاکنون منتشر شده قرار می دهد.تمامی مطالبی که در این قسمت میخوانید بر مبنای گذاشتن بازی در بالاترین جزئیات گرافیکی نوشته شده است.بی شک هنر سهیل دانش اشراقی و همکارانش را میتوان در تک تک مکان های بازی یافت.از طراحی لوگو و کاراکترهای بازی گرفته تا محیط ها همگی تداعی گر فضای ایران باستان هستند و به بهترین شکل ساخته و پرداخته شده اند.طراحی کاراکتر گرشاسپ و دشمنان مناسب است اما به دلیل محدودیت موتور گرافیکی بازی در استفاده از Polygon ها پرتعداد ، تفاوت چندانی بین کاراکتر اصلی و دشمنان دیده نمی شود.اما به طور کلی طراحی کاراکترها مناسب است.محیط های بازی و آرت ورک ها فوق العاده اند ، به طوری که حتی کیفیت پایین Texture ها و افت فریم نمی تواند جلوی درخشندگی و زیبایی آن را بگیرد! زیباترین محیط بازی از نظر بصری دهکده ی سیاوشگرد است که سازندگان به خوبی توانسته اند تأثیر سایه ی سیاه هیتاسپ را بر آن نشان دهند.دیگر محیط های بازی مثل کوهستان و جنگل هوسپا و درخت افسانه ای گوکرن با وجود جزئیات کم ، بسیار خوب طراحی شده اند.بازی از نظر Level Design چیزی از بازی های روز کم ندارد.



دشمنان پرتعدادند.افت فریم دیده می شود اما بسیار کم و قابل گذشت ...



تعدادی میان پرده یا Cut Scene نیز در بازی وجود دارند که با وجود انگشت شمار بودن ، زحمت زیادی برایشان کشیده شده و از نظر جزئیات تا حدودی از خود بازی بالاتر هستند.انیمیشن های کاراکترها هم کم تعدادند اما به خوبی طراحی شده اند و تفاوت در حرکاتشان به خوبی احساس می شود.فقط مشکلی که به ذهن نگارنده می رسد این است که بین ضربات حالت خشم و ضربات معمولی (از نظر انیمیشن) تفاوتی نیست و ضربه ی خشم مانند یک ضربه ی معمولی به نظر می رسد.بهتر بود سازندگان از افکت های گرافیکی بیشتری برای القای حس خشونت در ضربات خشم استفاده می کردند – البته بی حالت بودن چهره ی گرشاسپ نیز نکته ای بس کسل کننده تر است! - از افکت Motion Blur نیز در بعضی مکان ها از جمله جنگل به خوبی استفاده شده و جلا بخش بازی از نظر گرافیکی است.نورپردازی مناسب است و سایه پردازی را با توجه به بازی های پیشین ایرانی میتوان گفت که بسیار خوب و مطلوب می باشد.به طور کلی گرشاسپ در زمینه ی گرافیکی نیز شایان تقدیر است و نمی توان ایرادهای زیادی بر آن وارد کرد ، قطعا با خریداری یک موتور گرافیکی و یا نوشتن یک موتور جدید این مشکلات در نسخه های بعدی رفع خواهد شد.



این بخش یکی از بخش هایی است که نیازمند توجه بیشتری در نسخه های بعدی است.موسیقی بازی با وجود تعداد محدود آهنگ ها ( با توجه به زمان کوتاه گیم پلی) مناسب و هیجان آور است و سهیل دانش اشراقی در این بخش نیز همکاری داشته و انصافا کار خود را به خوبی انجام داده است! البته قطعات بازی توسط آقای پیام آزادی ساخته شده است.با وجود این که این آهنگ ها بسیار زیبا و در شأن یک بازی ایرانی هستند اما کیفیت بالایی ندارند – که شاید مربوط به محدودیت های موتور بازی است – صداگذاری دشمنان و ضربات شمشیر نیز همین وضعیت را دارند.اما روایت داستان بسیار عالی و حماسی صورت گرفته و گرمی صدای راوی داستان ، ارزش بازی را بیش از حد بالا می برد.در کل این بخش نیز بخش مطلوبی است و در آینده با اضافه شدن دیالوگ های بیشتر برای گرشاسپ و گسترش یافتن داستان ، میتواند نقش مهمی را در پیشرفت بازی ایفا کند.


سخن آخر : گرشاسپ اولین بازی ایرانی است که میتوانید با خیال راحت و با لذت آن را بازی کنید.اگر منصف باشیم و محدودیت های بازی سازی در ایران را ببینیم ، می توانیم به این نتیجه برسیم که گرشاسپ طلوعی است درخشان برای صنعت بازی سازی در ایران.سعی بر این داشتم که در نقد و بررسی این عنوان تا حد امکان خوبی های بازی را شرح داده و کمتر مشکلات را ذکر کنم.امیدوارم این مطلب مورد قبول دوستان واقع شده باشد




نوع مطلب : بازی های رایانه ای، 
برچسب ها :

       نظرات
سه شنبه 11 آبان 1389
arman aslani


 
 
 
نرم افزار

قالب بلاگفا

دانلود آهنگ
خدمات وبلاگ نویسان جوان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic